|
26 نوامبر 1643: تولد ژان شاردن، فیلسوف و ایرانشناس فرانسوی
ژان شاردن در 26 نوامبر 1643، سالي كه لوئيچهاردهم به سلطنت رسید، در پاريس به دنیا آمد. پدرش مردی جواهرساز بود و ژان نیز نزد او کار میکرد و در همان کودکی با سنگهای قیمتی و هنر آشنا شد. خانواده شاردن مذهب پروتستان هوگِنو داشت و اغلب با مقامات دولتی و كليساي كاتوليك مشكل پيدا ميكرد. این باعث شده بود شاردن تمایلی به زندگی در فرانسه نداشته باشد. از سوی دیگر، علاقهاش به سنگهای قیمتی نیز علتی مضاعف بود تا او را به کشورهای آسیایی و هند علاقمند سازد. تنها 21 سال داشت که سفر را آغاز کرد. در این مسافرت 6 ساله، توجه خاص شاردن به ایران معطوف شد. او در تابستان 1673، در طی سفر دومش، به ایران آمد و در اصفهان به مدت 4 سال اقامت گزید. سال 1677 پایان حضور شاردن در ایران بود اما همین میزان حضور هم کفایت میکرد تا شیفته فرهنگ و تفکر شرقی و ایرانی شود.
شاردن پس از ترک ایران حدود 2 سال در هند باقی ماند و سپس به کشورش بازگشت اما مجبور شد بهدلیل مشکلاتی که با حاکمیت و کلیسا داشت به انگلستان پناهنده شود و تا پایان عمرش در 1713 در انگلستان باقی ماند، گرچه دوره کوتاهی را نیز بهعنوان نماینده انگلستان در کمپانی هند شرقی در هلند گذراند. شاردن بهواسطه تجارتی که بین اروپا، ایران و عثمانی، و هند انجام میداد که اغلب نیز تجارت سنگهای قیمتی، عتیقهجات و الماس بود، ثروت فراوانی به دست آورده بود. تبحر او در تجارت و شهرتش در ایران تا حدی بود که شاه عباس دوم صفوی به او لقب «تاجر شاه» داده بود.
در عین حال دقتها و فرصت طلبی علمی شاردن نیز زبانزد است. شاردن زبان فارسی را بهخوبی صحبت میکرد، گرچه نمیتوان قائل به تسلط او بر ادبیات غنی فارسی بود. او در سفرنامهاش به مراوده و مذاکره مستقیم با دربار ایران اشاره میکند و نیز گزارشی از تاجگذاری شاه سلیمان سوم ارائه داده است. اما زمانی که مدتی را در ایران زیست برخی نوشتههای قبلی خود را نیز تکمیل و اصلاح کرد و مدعی بود که آداب و رسوم ایران را بهخوبی میشناسد. او میگفت اصفهان را بهتر از لندن و پاریس میشناسد و فارسی را بهتر از فرانسه صحبت میکند. زمانی که مجموعه کامل سفرنامهاش را منتشر کرد، جلد دوم آن را بهطور کامل به توصيف كلّي ايران، حكومت، قوانين و رسوم و عادات ايرانيان اختصاص داد و در جلد سوم نیز به توصيفاختصاصي شهر اصفهان پرداخته و تصوير بناها و ساختمانهاي مختلفي كهشخصي به نام ژ.گِرِلو در محل آنها را طراحي كرده، در آن به چاپرسانده است. در اين مجلد همچنين شرح مسافرتش به بندرعباس را نیز گزارش کرده است.
شاردن معتقد بود با مطالعه کتب و آثار ایرانی و حتی کتابهایی که درباره ایران نوشته شدهاند، بهتر میتوان روح حاکم بر کتب مقدس را درک کرد. او به شیفتگی ایرانیان به علم تصریح میکند و اینکه طلاب تمام عمر خود را صرف علمآموزی میکنند و از هرگونه تعلق دنیا در این راه میگذرند. او تاکید میکند که نظر اصلي ايرانيانمتوجه علوم برهاني است و براي علم تجربی اهمیت چندانی قائل نیستند. او معتقد است ايرانيانتمام علوم مشخص و گسترده اروپاييان را دارند، به جز نظامهاي جديد كهمنجر به كشفيات جديدي شده است. با اين حال، به نظر شاردن خيلي از مطالبي كه در اروپا رايج شده، در كتابهاي قديمي اعراب و ايرانيان، به صورتي مبهمو با وضوح كمتر بوده است. بر همین اساس، شاردن معتقد است منشأ تمام علوم از شرق است. به نظر او اولين بار برهمنان و مرتاضان هندي بودهاند كه به علوم پرداختهاند و سپس بهمرور به كلدانيان، بابليان، ايران وسوريه و مصر، و از طريق دریای سرخ به فنيقييه و سپس بهيونان رسيده است. او مطالعه درباره تاریخ طب و نجوم را موید نظر خود میداند.
شاردن بخش يازدهم كتاب خود را بهعنوان «درباره فلسفه» اختصاص داده و به علاقه ایرانیان به فلسفه تمام نقاط جهان اشاره میکند و تحلیلی جال توجه از نگرش ایرانیان به فلسفه یونان و تقسیم حکمت و فلسفه در شاخههای نظری و عملی ارائه میدهد. البته آنچه او از فلسفه ایران مد نظر دارد سنت مشایی است و به سنت اشراقی و متعالیه اشارهای نکرده است و این با اینکه در زمان حضور او در ایران تنها 25 سال از مرگ ملاصدرا میگذشت قابل توجه است. او اشاره میکند که ایرانیان در علم و فلسفه توجه ویژهای به خواجه نصیر دارند.
شاردن از میان ایرانشناسان اروپایی از معدود کسانی است که بهعنوان فیلسوف شناخته شده است. و نیز او اولین ایرانشناسی است که به گزارش وضعیت فلسفه در ایران نیز پرداخته است، بهویژه آنکه حضور او در ایران و مطالعه مستقیم فرهنگ و تفکر ایرانی بر اعتبار آثار او افزوده است. البته باید این را افزود که آنچه شاردن ارائه میدهد تنها گزارشی از وضعیت فلسفه در ایران است و وارد مباحث نشده است.
تفکر فلسفی خود شاردن از هر لحاظ به قلمرو فلسفه جدید تعلق دارد و او تاثیر شاخصی از فرانسیس بیکن پذیرفته است. او فلسفه را به معنای کلام طبیعی میفهمید، يعنيكلامي كه نه فقط مبتني بر عقل انسان است، بلكه به مشاهده و آزمايش ودادههاي تجربي توجه دارد و امور را بر حسب روش دقيق در مجموعه و نظامكاربرد واحدي قرار ميدهد. توجه ویژه او به خواجه نصیر نیز چندان از این گرایش وی بهدور نیست.
17 نوامبر 1858: مرگ رابرت اوون، فیلسوف اجتماعی انگلیسی
رابرت اوون، فیلسوف انگلیسی، در 14 می 1771 به دنیا آمد. تا 9 سالگی به تحصیل اشتغال داشت اما مجبور شد درس را رها کند و وارد بازار کار شود. او در کارش درخشش فراوانی داشت چنانکه در 19 سالگی مدیریت یک کارخانه نساجی را در منچستر به دست آورد و در کمتر از 10 سال کارخانه نساجی پدر همسرش را در شهر نیولانارک خرید. در 1808 این کارخانه را، علیرغم تحریم کالاهای انگلیسی در امریکا که بیکاری و زیانهای زیادی را در پی داشت، افتتاح کرد. مشکلاتی که بر بازار کار آن روز انگلستان حاکم شده بود، اوون را به سوی ارائه روشی برای اصلاح قانون کار و شیوه استخدام سوق داد. او در 1819 این لایحه را نهایی کرد و ارائه داد که در پارلمان به تصویب رسید. بارزترین اصل آن ممنوعیت استخدام کودکان زیر 10 سال و ممنوعیت کتک زدن کودکان، ممنوعیت کار در شیفت شب برای کودکان، ارایه 30 دقیقه فرصت آموزشی در روز به افراد زیر 18 سال و محدود کردن ساعات کاری به 5/10 ساعت در روز، فراهم شدن امکان بازرسی بازرسان دولتی از طریق بازدید از کارخانهها برای اجرای این قانون بود. در 1834 اتحادیه بزرگ ملی بازرگانی انگلستان را تاسیس کرد. اوون سرانجام در 17 نوامبر 1858 درگذشت. اوون نه تنها کارفرمایی قاطع که تاجر نیز بود. او هیچ تغییری را در شرایط استخدامی ایجاد نکرد که توجیه اقتصادی نداشته باشد. در این راستا، به بهرهوری بالای کارکنانش از طریق اعمال تغییر در روشهای کاری و شیوههای اداره کارخانه نیاز داشت. این رویکرد مدیریتی به موفقیت رسید و سود حاصل از کسب و کار اوون افزایش پیدا کرد. اوون شروع به تغییر شرایط کاری کرد. به تدریج استخدام کودکان ممنوع شد، دیگر هیچ کودکی از خانواده های فقیر استخدام نشد و آنانی که هنوز در استخدام کارخانه او بودند، برای تحصیل به مدرسه شهر نیولانارک معرفی شدند. امرار معاش کارگران بهتر شد، مغازه ها در شهر رونق گرفتند و میزان ارتکاب جرم کاهش پیدا کرد. نخستین مدرسه شبانه جهان که ویژه بزرگسالان بود در این شهر تأسیس شد. نهایتاً، اوون فروشگاهی را در نیولانارک افتتاح کرد و اصولی که در کسب و کارش ایجاد كرده بود، به سرعت صنعت خرده فروشی را در برگرفت. نوآوریهای اوون محدود به بهبود شرایط کار نبود. او برای استفاده از منابع انسانی به جای ماشین به مخالفت با انقلاب صنعتی پرداخت. اوون جایگاه مهمی در تاریخچه اندیشه مدیریت دارد اما عقاید او چندان در زمان خودش مورد توجه قرار نگرفت. بیشترین انتقادها علیه اوون از جانب مارکس و انگلس صورت میگرفت که دیدگاههایی کاملاً کمونیستی داشتند. آنها از عبارت «آرمان شهر» برای توصیف عقاید اوون استفاده میکردند ـ عبارتی که حتی امروز نیز درباره عقاید به کار میرود ـ و معتقد بودند دیدگاههای اوون در عمل کارآیی ندارند و موفقیت اوون را تنها یک شانس معرفی میکردند. در عین حال برخی دیدگاههای اوون نقطه آغاز نظام فلسفی مارکس بود. ابداع شرکتهای تعاونی از سوی او در راه جلوگیری از سوی توزیع ناعادلانه ثروت بود. او مشکلات بشری را حاصل عدم تعادل ثروت میدانست.
17 نوامبر 1889: درگذشت رابرت براونینگ شاعر و فیلسوف انگلیسی
رابرت بِراوْنینْگْ، شاعر و فیلسوف انگلیسی، در 7 می 1812 در لندن به دنیا آمد. او که قریحه شاعری را از پدرش به ارث میبرد، اولین مجموعه اشعارش را در سن 12 سالگی منتشر کرد که مورد استقبال قرار گرفت. براونینگ در سالهای بعد منظومههای دیگری نیز که برخی از شاهکارهای ادبیات انگلیس بهشمار میروند؛ از جمله انگشتری و کتاب در 4 مجلد. آثار براونینگ به تدریج شناخته شد. موضوعات دشوار و مبهم که تلاش ذهنی خواننده را میطلبید و نیز مهارت شاعرش در فنون کلام و محاورههای نمایشی آن، باعث دشواری فهم و لذا رویگردانی مخاطب میشد. اما شاهکارهای او به سادگی و صراحت نزدیکتر است، در عین حال وقتی کلیت آثار او مد نظر قرار میگیرد او را شاعری مغلقنویس میدانند و حتی او را سلطان مغلقنویسان لقب دادهاند. با آنکه فلسفه دلمشغولی محوری براونینگ نبود، اما رگههای فلسفی در اشعار بسیار پر رنگ است. او جهان را هدفمند میدانست که معنا و مقصود خاصی را دنبال میکند که برآوردن غرایز و نیازهای جسمانی نیز در راستای آنست. او در اشعارش درصدد یافتن همین معنا بود. او همچنین به ضرورت وجود کلیسایی برتر از همه کلیساها و دینی شامل همه ادیان اعتقاد داشت. در این دین عام و کلیسای جهانی آن، همه خدمات در برابر خدایی که ما، چه خوب و چه بد، در اختیار او هستیم، یکسان است و اوج و پستی و اول و آخری در آن وجود ندارد. دینی که او ترسیم میکند، نوعی مذهب وحدت وجودی است که خداوند را در صورت و شکل موجودات خواهد دید. او مینویسد: «در باغ سرشار از الوهیت زمین که افتخار باغبانی در آن برای مدت کوتاهی به ما سپرده شده است، آنچه آغاز گشته با مرگ متوقف نمیشود، زیرا حیات واقعی، تازه پس از مرگ چهره مینماید. زندگی تباهی ماست و مرگ زندگی ما. به این طریق، در نیم روز عمر، در گرمگاه تکاپو، آن وجود نادیدنی را با شادی، درودگو». براونینگ سرانجام در 17 نوامبر 1889 به علت ذاتالریه درگذشت.
14 اکتبر 1644: تولد ویلیام پن، سیاستمدار و فیلسوف انگلیسی
ویلیام پن، فیلسوف برجسته انگلیسی، در 14 اکتبر 1644 در لندن به دنیا آمد. وی پس طی تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه آکسفورد شد اما تحصیلات خود را نیمه تمام گذاشت و به جمع فرقه کویْکر پیوست، این گروه که انجمن دوستان نامیده میشدند، بر محور مقاومت در برابر بدیها گرد آمده بودند. پن در 1681 طرح تاسیس مدینه فاضلهای را پیریزی کرد که بر وحدت و برادری مبتنی بود. پادشاه وقت انگلستان نیز زمینی در امریکا در اختیار او گذاشت تا طرح خود را که آزمایش مقدس نام گرفته بود عملی کند. در این سرزمین که پنسیلوانیا، به معنای جنگل پن، نام گرفت، دولتی بر پا شد که گرچه پن رهبر آن بود اما قدرت و حکومت در دست مردم قرار داشت. آزادی بیان و تسامح دینی، ساخت دارالتادیب به جای زندان، قرار دادن مجازات اعدام فقط برای جنایت و خیانت، نبود طبقات اجتماعی و ارتش، حاکمیت حکومت مشترک المنافع بر پایه دوستی، عدالت و صلح از جمله ویژگیهای این جامعه جدید بود. میل عدالت آمیخته با حس ترحم در پن باعث شد با سرخ پوستان بومی ارتباط نزدیکی برقرار کند و پیمان دوستی ببندد. پن سرزمین پنسیلوانیا را، گرچه هدیه شاه انگلستان بود، از سرخ پوستان خریداری کرد و محلی برای اسکان ستمدیدگان سراسر جهان معرفی کرد. او دولت مستعمره خود را همانند ساعتی میدانست که مردم حرکت آن را تنظیم میکنند، مردم به نظر او حق داشتند در سرزمین خود قانون وضع کنند و قوانین قدیمی را اصلاح یا لغو کنند. در حقیقت پن پایه اولیه سازمان ملل متحد را در پنسیلوانیا بنا نهاد و خود رهبری سیاسی و اخلاقی آن را بر عهده گرفت. ویلیام پن سرانجام در 30 ژوئیه 1718 درگذشت.
28 شوال 1358: رحلت آیت الله سید حسین بادکوبهای لاهیجی
آیت الله سید حسین بادکوبهای لاهیجی، فرزند سید رضا، در سال 1293 قمری در یکی از روستاهای توابع بادکوبه در آذربایجان به دنیا آمد. مقدمات علوم دینی را نزد پدرش که از علمای برجسته عراق بود فرا گرفت. شیخ حسین پس از مرگ پدر راهی تهران شد و در مدرسه صدر اقامت گزید. در این مدرسه به مدت 7 سال اقامت داشت و از محضر علمایی چون سید ابوالحسن جلوه و میرزا هاشم اشکوری بهره برد و در فلسفه و ریاضیات مقام شاخصی به دست آورد. سپس راهی نجف شد و در کلاس درس اصول آخوند خراسانی و فقه شیخ محمدمحسن ممقانی حضور یافت. آیت الله بادکوبهای در نجف در کنار تحصیل و پس از آن فلسفه، فقه و اصول نیز به طلاب پایینتر تدریس میکرد و درس فلسفهاش شهرت فراوان یافته بود، به طوری که به همراه آیت الله غروی اصفهانی، او را از برجستهترین اساتید علوم عقلی نجف به حساب آوردهاند که در علوم نقلی نیز صاحب مقام بودهاند. از شاخصترین شاگردان آیت الله بادکوبهای میتوان به علامه طباطبایی و استاد سید جلال الدین آشتیانی اشاره کرد. حاشیه بر اسفار، حاشیه بر الشواریق و حاشیه بر کتاب طهارت شیخ انصاری از جمله آثار ایشان است. آیت الله بادکوبهای سرانجام در سن 65 سالگی درگذشت و در مرقد امام علی (ع) به خاک سپرده شد.
30 شوال 1391: درگذشت آیت الله شیخ محمدتقی آملی، فقیه و فیلسوف
آیت الله شیخ محمدتقی آملی، فرزند ملا محمد، در سال 1304 قمری در تهران به دنیا آمد. او پس از آموختن مقدمات ادبیات عرب، منطق و فقه و اصول نزد پدرش و اساتیدی چون شیخ عبدالنبی نوری و میرزا حسین کرمانشاهی، در 1340 برای ادامه تحصیل راهی نجف شد. آیت الله آملی در نجف در محضر درس آیت الله ضیاء الدین عراقی، آیت الله میرزای نایینی، و آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی حضور یافت و به درجه اجتهاد رسید. پس از 13 اقامت در نجف به تهران بازگشت و به تدریس حکمت، فقه و اصول پرداخت و آثاری نیز از خود برجای گذاشت. شیخ محمدتقی عالمی گوشهگیر بود و از پذیرفتن مناصب خودداری میکرد و به همین دلیل نیز تا پایان عمر از نوشتن رساله فتاوی خود امتناع ورزید. شاخصترین آثار ایشان حیات جاوید، خداشناسی، حاشیه بر شرح منظومه، و حاشیه بر شرح اشارات است و از مبرزترین شاگردان ایشان آیت الله جوادی آملی، آیت الله حسن زاده آملی، و علامه محمدحسین تهرانی. آیت الله آملی سرانجام در سن 87 سالگی در تهران بدرود حیات گفت.
17 مهر1267: رحلت حکیم محمدرضا صهبای قمشهای
حکیم محمدرضا قمشهای اصفهانی، متخلص به صهبا، در حدود 1202 شمسی (1241ق) در قمشه (شهرضای کنونی) از توابع اصفهان به دنیا آمد. علوم مقدماتی را در همان زادگاه آموخت و سپس برای کسب علوم تکمیلی به اصفهان رفت و از محضر یزرگانی چون حاج ملامحمدجعفر لاهیجی، میرزا حسن نوری، و آقا سیدرضی لاهیجی کسب معرفت کرد و به مقام والایی در فلسفه، عرفان و حکمت دست یافت. پس از اتمام تحصیل در همان اصفهان به تدریس حکمت و عرفان مشغول شد، و سپس دوره پایانی عمر خود را در مدرسه صدر تهران به تربیت شاگرد گذراند. شهرت بارز حکیم صهبا در تدریس شرح فصوص الحکم، شرح اشارات و اسفار بود و حکمایی همانند میرزا ابوالفضل کلانتری، میرزا جهانگیرخان قشقایی، میرزا عبدالله ریاضی، میرزا هاشم اشکوری، شیخ علی نوری، شیخ محمد بروجردی، میرشهاب الدین تبریزی، ملاعلی سمنانی، و میرزا علی محمد اصفهانی از محضر درس عرفان و فلسفه وی به مقام رسیدهاند. حکیم محمدرضا قمشهای همعصر ملاهادی سبزواری بود.حکیم صهبا سرانجام در 17 مهر 1267/ اول صفر 1306 درگذشت و در قبرستان ابن بابویه تهران به خاک سپرده شد. از حکیم قمشهای آثاری چون حاشیه اسفار، الاسفار الاربعه و تحقیقها، و حاشیه بر شرح تمهید القواعد به یادگار مانده است.
12 اکتبر 1924: مرگ آناتول فرانس ادیب و فیلسوف فرانسوی
آناتول فرانسوا تیبو، معروف به آناتول فرانس، اندیشمند و ادیب منتقد فرانسوی در 16 آوریل 1844 در پاریس به دنیا آمد. پدرش شغل کتابفروشی داشت و همین باعث مانوس بودن آناتول از کودکی با کتاب و ادب بود. او در آغاز مذهب کاتولیک داشت اما هرچه عمرش بیشتر میشد بیشتر به اصلاح جامعه رغبت نشان میداد. آناتول علاقه زیادی به مطالعه و کتاب داشت و پس از مدت کوتاه به سرودن شعر و تالیف مقالات ادبی دست زد. او پس از حضور در مجامع ادبی پاریس و جمعآوری آثار خود، آنها را در چهار جلد منتشر ساخت که شهرتی فراگیر برای او به ارمغان آورد. شهرت ادبی فرانس در جهان به جایی رسید که او را سلطان نثر فرانسه دانستهاند و پس از مرگش گل قریحه نژاد لاتین لقب دادهاند.سبک نگارش فرانس سهل و ممتنع بهشمار میرفت و کاملاً آهنگین بود. او در نگارش، سنتهای کلاسیک و قدیمی را رعایت میکرد. با این حال چون آثارش مایه غلیظی از طنز داشت، مقامات کلیسا علناً به مخالفت با او برخاستند و حتی در دورههایی آثار او را تحریم کردند.
لبخند شکاکیتی خوشبینانه در اثر آثار فرانس مشهود است. با وجود بینش و نظر فوقالعاده جدیدی که داشت، معتقد بود که تمام اطراف ما را ارواح جاندار فرا گرفته است ولی حواس ما قادر به مشاهده آن نیست. فرانس در سراسر زندگیاش مخلوطی از یک فیلسوف و یک مسیحی لائیک بود. همیشه طرفدار آزادی خواهی بود و در این راه تلاش میکرد.فرانس در 12 اکتبر 1994 در اوج شهرت درگذشت، در حالیکه در 1921 موفق به کسب جایزه ادبی نوبل شده بود. از مهمترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد: زندگی ادبی (5 جلد)، ژاندارک، عصیان فرشتگان، پیر کوچک و زندگی در آغوش گلها.
فرانس مدتی را نیز وارد عالم سیاست شد و نگرانیهای بشر قرن بیستم را در مقالات کوتاه و در داستانها و آثار خویش منعکس میساخت. او درصدد پیدا کردن راه حلی برای نگرانیها بود و آثاری را به این هدف اختصاص داد. او معتقد بود که نثر روشن به آفتاب شباهت دارد اما اگر آفتاب از زیر منشور تجربه بگذرد نشان خواهد داد که آفتاب از انواع و اقسام نورها و طیفها و سایهروشن تشکیل شده است.
|